تبلیغات
Web Legion's S.H.Hosseini - سی دی حس

Web Legion's S.H.Hosseini - سی دی حس

سی دی حس
سی,دی,حس,

جستجوگر سایت

سی دی حس

همه چیز طبق خواست و فرمان صورت می گیرد چیزی اتفاق نمی افتد مگر این که ما خواسته ایی داشته باشیم و به خاطر آن خواسته ، فرمان اجرا می شود  ممکن است خواسته معقول یا غیر معقول باشد بعد از این که فرمان صادر شد خواسته ها شرایط را بوجود می آورند و عملی می شوند ممکن است خواسته فرد این باشد که به اعماق تاریکی برود، ممکن است خواسته اش این باشد که جزو نیروهای منفی بشود، شاید خواسته اش این باشد که انتقام بگیرد و یا ... تمام مسائل وقتی اتفاق می افتند که خواسته ایی در ما وجود داشته باشد.

افراد وقتی مرتکب اشتباهی می شوند شرایط محیطی را مقصر می دانند و در بیرون به دنبال مقصرند. در کنگره معتقدیم که مطالب دو سر دارد : 1-یک قسمت آن در درون خود ماست که می شود خواسته. 2-آن قسمتی که در بیرون وجود دارد می شود بستر، محیط ، اجتماع .

ما نمی توانیم منکر تاثیر شرایط محیطی باشیم ولی اگر خواسته ایی در من انسان  وجود نداشته باشد (مثلا : تمایل به استفاده از مواد مخدر) اجتماع با تمام قدرت خودش نمی تواند آن بستر را برای من بوجود آورد اگر تمام ساقی ها و مواد فروشها با هم متحد شوند نمی توانند مرا معتاد کنند پس همه چیز به خود ما بر می گردد.

خواسته های نا معقول مثل ذرات ناخالصی هستند مثل خرده های آهن هستند و هنگامی که تحت تاثیر نیروی مغناطیس قرار بگیرند (آهن ربا) یک جاذبه ایی، یک نیرویی بوجود می آید که این همان حس است آن جاذبه یا کشش است که در ما آن حس لازم را برای انجام دادن عمل یا انجام ندادن عمل بوجود می آورد. تزکیه و پالایش به معنی مقاومت در برابر این جاذبه نیست چون شما دری را که پشت آن فشار هست نمی توانید زیاد نگه دارید و یا فنری را که در حال کشش است نمی توان زیاد نگه داشت ، نگه داشتن این در یا فنر نیازمند نیروست و باید انرژی زیادی مصرف کنیم تا در یا فنر را در همان حالت نگه داریم و این کار را نمی توان ادامه داد یعنی زمانی خواهد رسید که تحمل ما تمام می شود و آن را رها می کنیم . زمانی که ما شرایطی را فراهم کردیم که آن ذرات ناخالصی و براده های آهن را خارج کردیم یا جنس آنها را عوض کردیم مثلا ذرات آهن تبدیل به مس شد آن وقت، اگر هم تحت تاثیر آن آهن ربا و یا مغناطیس قرار گرفتیم آن جاذبه و کشش بوجود نمی آید در کنگره هم همین روش را در پیش می گیریم و بدون این که زور بزنیم مواد مصرف نمی کنیم.

ذرات نا خالصی ، در ما می گردند و ذراتی را که مثل خودشان هستند پیدا می کنند در کنار هم قرار می گیرند ، این مطلب یادآور این بیت است :

         در جهان هر چیز ، چیزی جذب کرد      گرم ، گرمی کشید و سرد ، سرد

این ذرات ناخالصی خواسته مشترک دارند در ابتدا قدرتی ندارند ولی به مرور زمان با انجام دادن هر کار ضد ارزشی توسط خود ما این ذرات بیشتر و بیشتر می شوند و یک ساختار قوی را بوجود می آورند . هدف این ساختار رسیدن به خواسته هایش می باشد و با حقه هایی فرمان عقل را در دست می گیرد و ما متوجه این حقه ها نمی شویم به خاطر عدم تشخیص ما، چون هر کدام از ما در یک سطح دانایی قرار داریم و قادر به تشخیص همه چیز نیستیم . وقتی که این ساختار فرمان عقل را در دست گرفت تازه کارش شروع می شود و هر دفعه ایی که خواسته اش اجرا شد مثل این که مقداری انرژی به حساب آن ریخته می شود و بعد از چند سال بسیار قدرتمند می شود. وقتی ما در جایی مثل کنگره آموزش می بینیم و متوجه این ساختار می شویم نمی توانیم یکدفعه این ساختار را منهدم کنیم چون این انرژی را نداریم و اگر هم مقابله کنیم و با یک انرژی مضاعف بخواهیم این ساختار را منهدم کنیم این ساختار به یک شکل دیگر و در جایی دیگر ، به یک نحوی خودش را نشان می دهد پس نمی توانیم آن را از بین ببریم و این یک تلاش بیهوده و بی ثمر است بلکه باید به مرور این ساختار را تغییر بدهیم مثل شخص معتادی که می خواهد اعتیاد را کنار بگذارد اگر یکدفعه این کار را رها کند ممکن است این ساختار درونی که در اثر تخریب چند ساله بوجود آمده ، خودش را در جایی دیگر و به شکلی دیگر نشان دهد مثلا ممکن است شخص به مسائل جنسی روی آورد چون ساختار که یک مکان فیزیکی نیست که ما بخواهیم آن را منهدم کنیم. این ساختار قوی این توانایی را دارد که وقتی متوجه شد، دارد تغییراتی دارد در ما صورت می گیرد در احساسات ما اختلال ایجاد کند و خشم یا ترس یا عدم امنیت و ... را در ما به وجود آورد چون انرژی بسیار زیادی در دست دارد و هر جور که بخواهد با آن بازی می کند پس باید به مرور زمان به تغییرآن بپردازیم مثل ساختاری که پانصد میلیارد از پولش در چرخه اقتصادی است و با این قدرت می تواند نوساناتی در بازار بوجود آورد.

پس اگر بتوانیم ذرات ناخالصی را طی مراحلی و شرایطی از وجود خودمان بیرون بیاوریم یا جنس آن ذرات را عوض کنیم آن وقت ، وقتی تحت تاثیر نیروی مغناطیسی قرار گرفتیم دیگر آن جاذبه به وجود نمی آید و دیگر جای نگرانی نیست.

حس اولین شروع به کار انداختن قوه عقل است یعنی عقل به عنوان ساختاری که می تواند فرمان صادر کند کاملا تحت تاثیر حس عمل می کند پس اگر حس آلوده شده باشد عقل هم مرتکب اشتباه می شود و حس اگر تحت تاثیر نیروهای بازدارنده قرار گیرد آلوده می شود. حس در انسان تابع انجام شدن خواسته هاست حس در انسان جاذبه و دافعه بوحود می آورد و وقتی حس در انسان بوجود می آید از حالت خنثی خارج شده و به چیزی گرایش پیدا می کند (جاذبه) و یا از آن دور می شود (دافعه).

انواع عقل :

1-عقل جزئی : قادر به حل مسائل کوچکتر و جزئی است مثل چرخ گوشت خانگی که با آن می توان  فقط چند کیلویی گوشت چرخ کرد.

2-عقل کلی : قادر به حل مسائل بزرگتر و کلی تر است مثل چرخ گوشت صنعتی که با آن می توان یک گاو درسته را چرخ کرد.

گاهی افراد قادر به حل مسائل جزئی خود نیستند و می خواهند مسائل کلی تر (مثلا مسائل اجتماع) را حل کنند اینها دچار اشتباه می شوند و مشکلاتی را برای خود بوجود می آورند آیا می توان با چرخ گوشت خانگی یک گاو درسته را چرخ کرد ؟! ...

ما باید روی دو محور حرکت کنیم :

1-بالا بردن دانایی خود : انسان وقتی دانایی خودش را بالا ببرد یعنی ظرفیتش بالا برود می تواند ماهیت خیلی از مسائل را تشخیص بدهد و به تجزیه و تحلیل آنها بپردازد یا حداقل می تواند تشخیص دهد چه مساله ایی  را می تواند حل کند و یا چه مساله ایی را نمی تواند حل کند.

2-حواسمان باشد که حسمان آلوده نشود حس اگر تحت تاثیر نیروهای بازدارنده قرار گیرد آلوده می شود. کسی که بیماری اعتیاد دارد حسش درست کار نمی کند برای همین است که می گویند: باید به آنجه راهنما می گوید عمل کنید.

وقتی بخواهیم در یک نبرد بزرگ بر یک لشکر عظیم پیروز شویم ( مثل پیروز شدن در نبرد اعتیاد ) باید چه کنیم ؟

1-داشتن تفکر یک سردار جنگی ( گاه توقف می کند ، گاه حمله می کند و گاه عقب نشینی می کند)  سیستمهای مختلفی که در این همه سال با عناوین مختلفی برای درمان اعتیاد تشکیل می شدند فقط کارشان حمله به مواد مخدر بود یعنی قطع ناگهانی مواد مخدر. متل این است که در جنگ ، حریف ، خندقهایی را آماده کرده و شما به نیروهای خود دستور حمله می دهید و سربازان حمله می کنند و در این خندقها سقوط می کنند پس کسانی که می خواهند سقوط آزاد کنند و یا خودشان تدبیری بیاندیشند و مواد را کنار بگذارند نتیجه ایی نخواهند گرفت باید هر دو مطلب در کنار هم باشد یعنی تدبیر و تفکر وجود داشته باشد حس هم پالایش شود.

2-پالایش حس ؛ حس وقتی تحت تاثیر نیروهای بازدارنده قرار می گیرد آلوده می شود مثلا یک سردار جنگی برآورد می کند که حریفش هزار نفر نیرو دارد در حالی که ده هزار نفر هستند یا موقعیت آنها را چیز دیگری در نظر بگیرد و آن وقت است که آن سردار با تمام تجربه ایی که دارد نقشه اشتباهی را می کشد و نتیجه جنگ ممکن است خیلی بد شود.

حالا چرا این حس دچار اشتباه شده است ؟ حتما کسانی هستند در آن سیستم که آن اطلاعات را دست کاری می کنند و یا آن اطلاعات را درست منتقل نمی کنند و نتایج بدی به دست می آید . آبی را در نظر بگیرید که دارد در یک مسیری حرکت می کند اگر در مجاورت این آب ، آبهای آلوده باشند این آب را آلوده می کنند شخصی هم که وارد کنگره می شود نباید آن ارتباطاتی را که قبلا داشته (یابه مکانهایی که قبلا می رفته) کاملا ادامه دهد ، اگر این کار را ادامه دهد آن آب هنوز در کانال نیامده ولی وقتی به کنگره آمد و درمان شد در واقع آن آب کانال کشی شده و در لوله بسیار محکمی جریان دارد و اگر در کنار فاضلاب هم قرار بگیرد آلوده نمی شودو حس او آنقدر قوی شده که تحت تاثیر یا تحت القای آن نیروها قرار نمی گیرد پس این که حس انسان در طول سفر آلوده نشود بسیار مهم است. حس که آلوده شد شما اطلاعاتی را دریافت می کنید که به اصطلاح اطلاعات قلابی و وارونه است. برای این که بهتر متوجه شویم که حس چطور ممکن است برعکس عمل کند به این مثال توجه کنید: وقتی شخص دارد در یک مسیری راه می رود و اطراف را نگاه می کند دیدش درست است و حرکتهایی را که در اطرافش می بیند حرکتهای درست است اما موقعی که ، شخص سوار چرخ و فلک می شود و این چرخ و فلک دارد می چرخد و حرکت می کند و ممکن است هم حرکت دایره ایی داشته باشد و هم حرکت انتقالی، شخصی که سوار چرخ و فلک شده همان شخصی است که دارد مواد مصرف می کند ، هر چقدر مواد بیشتر مصرف می کند سرعت این چرخش بیشتر می شود (در عین حال می دانید که چرخ و فلک وسیله ایی است لذت بخش، این لذت چرخ و فلک را با مسئله نشئگی می توانید مقایسه کنید) حالا اگر از این شخصی که در چرخ و فلک نشسته ، در مورد حرکات افراد و اشیای اطرافش سوال کنید ، ممکن است که حرکت مستقیم را دایره ایی ببیند و حرکت انتقالی را حرکت مارپیچ ببیند و شاید حرکت دورانی را هم حرکت مستقیم ببیند و درست هم دارد می بیند !! ... چون از نظر آن ناظر ، چیزی که دارد می بیند عین واقعیت است اما از نظر شخصی که مواد مصرف نمی کند و دچار نشئگی نیست و روی زمین صاف هم ایستاده ، چیزهایی که او (شخصی که در چرخ و فلک نشسته) می گوید کاملا اشتباه است و طبیعتا شخصی که با آن سرعت می چرخد حالش بسیار بد است و حوصله ندارد این مثال کاملا در درون انسان اتفاق می افتد و وقتی که سرعت چرخش او کاهش پیدا کند و به حالت سکون برسد و یا حداقل سرعتش کم شود، کم کم می فهمد چیزهایی که قبلا می دیده و روی آنها اصرار می ورزیده ؛ درست نبوده است و باید کم کم از سرعت چرخ و فلک کاسته شود تا حس به حالت طبیعی خود برگردد البته حس خالص نمی شود چون همچنان پالایش ادامه دارد.

همانطور که گفته شد مسائل دو سر دارند یکی در بیرون ما و دیگری در درون ما، خیلی از روانشناسان عوامل را در بیرون جستجو کردند و می گفتند : همه چیز در بیرون است محیط ، اجتماع و ... یک عده هم معتقدند که همه چیز به گذشته شخص مربوط می شودو ممكن است در کودکی آزار و اذیتی دیده و یا ... و الان اینگونه است ، گذشته را هم که نمی توان درست کرد و هر دو مسئله به اعتقاد کنگره ، مسائل غیر قابل حل می باشند چه ما بگوییم عوامل ، عوامل بیرونی است و چه بگوییم مسائل را در کودکی باید جستجو کرد ، هیچ کدام از این دو مقوله به جواب نمی رسند چرا که ما نمی توانیم اجتماع را تغییر دهیم ، قادر به انجام این کار نیستیم ، ما نمی توانیم بچه خود و یا خواهر و برادر خود را تغییر دهیم حالا چگونه می توانیم دنیا را ، اجتماع را تغییر دهیم ؟! ... مخصوصا زمانی که ما از کار خود عاجزیم ... بچگی را هم که نمی توان درست کرد ... پس این دو راه حل به جواب منتهی نمی شوند.

در طبیعت نیرو معادل حس گرفته شده، مثلا اگر نیروی جاذبه را در نظر بگیریم ، ما باید دو تا محیط داشته باشیم ، دو تا جرم داشته باشیم مثلا یک جرم، زمین و جرم دیگر ماه ... یک جرم تنها نمی تواند جاذبه بوجود آورد فقط می تواند میدان (محیط مناسب) بوجود آورد. اگر نیروی الکتریکی را هم بررسی کنیم باید دو تا قطب داشته باشد ، یک قطب مثبت و یک قطب منفی، یک قطب تنها نمی تواند نیرو بوجود آورد.

نیرو كه معادل حس گرفته شده وقتی بوجود می آید که :

1-ما بار داشته باشیم

2-محیط هم بار داشته باشد

یا ما جرم داشته باشیم ، محیط هم جرم داشته باشد اگر این دو با هم باشند آن نیرو یا کشش بوجود می آید و ما جذب چیزی می شویم یا از آن دور می شویم.

مثال : اگر ما در محیطی زندگی می کنیم که مواد یا هیچ آلودگی دیگری وجود ندارد (میدان وجود ندارد) ولی اگراین خواسته در ما وجود داشته باشد ما می رویم ، می گردیم و میدان دلخواه خودمان را پیدا می کنیم حالا می خواهد این میدان در ابرقو باشد یا در امریکا و یا جای دیگری ... چرا که جوینده ، یابنده است و دنبال خواسته خود می رود.

اگرهم در محیط این مواد و آلودگی وجود داشته باشد ولی در ما این خواسته نباشد نمی تواند روی ما اثر بگذارد. پس ما قادر نیستیم بیرون را تغییر دهیم حالا اگر آن باری را که مربوط به ما هست خارج کنیم یا تغییر دهیم و یا خنثی کنیم دیگر آن نیروها روی ما اثر نمی گذارند بدون این که نیازی باشد جامعه را عوض کنیم. خود جامعه از ما تشکیل شده و یک چیز فضایی و یا چیزی خارج از ما نبوده است پس اگر ما تغییر کنیم سیستم عوض می شود و می توانیم با تغییر خودمان محیط را عوض کنیم و این تنها راه قابل اجراست.

كسی كه كمك راهنما می شود و تعدادی را به رهایی می رساند در واقع دارد محیط را عوض می کند ، اول خودش را عوض کرده و حالا دارد محیط را عوض می کند ، نه باید جنگ کرد ، نه مبارزه کرد، چرا که تا به حال خیلی از انسانها به خاطر به دست آوردن آزادی و ..... جنگیدند ، کشته شدند و هیچ نتیجه ایی هم به دست نیامد و الان می توان فهمید که آنها چون نمی توانستند خودشان را تغییر دهند تمام نیروی خود را متوجه بیرون کردند و اینگونه ، یا کشته شدند یا نابود کردند و یا سیستمی را به وجود آوردند که از قبلی بدتر بود پس اگر انسانی نتواند اعتیاد خودش را به روش درست درمان کند چیزی بدتر از اعتیاد در او جایگزین می شود . شاید، مواد را( به روشی نادرست) کنار بگذارد ، در ابتدا همه چیز خوب است ولی بعد از مدتی می بیند.

مسافرامیررضایی


[ دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 ] [ 10:32 ب.ظ ] [ امیر رضایی ] [ نظرات () ]

نظرات این مطلب

یکشنبه 15 مرداد 1396 09:33 ق.ظ
Thanks for one's marvelous posting! I truly enjoyed reading it, you're a great author.
I will ensure that I bookmark your blog and will eventually come back from now on. I
want to encourage you to continue your great posts, have a nice holiday weekend!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

آخرین مطالب