تبلیغات
Web Legion's S.H.Hosseini - اهمیت خواب شب

Web Legion's S.H.Hosseini - اهمیت خواب شب

اهمیت خواب شب
اهمیت,خواب,شب,

جستجوگر سایت

اهمیت خواب شب

خواب شب،از کابوس تا رویا
ساعت را نگاه کردم حدود ۲ بامداد بود،بی حوصله و پریشان بودم احساس می کردم سرم خیلی سنگین شده هر کار می‌کردم تا بتوانم به خوابم اما نمیشدکه نمیشد. از شمردن گوسفند تا خوردن دوغ ماست و حتی کشک را امتحان کرده بودم اما خوابی در کار نبود که نبود.نزدیک طلوع خورشید بلاخره خوابم برد اما بسیار سریع هم بیدار شدم.
زیر چشمانم داشت گود می‌افتاد بسیار عصبی و بد اخلاق بودم اشتهایم را کاملاً از دست داده بودم وضعیت خیلی دردناک بود،اما باید صبر می‌کردم، انتظار اینکه از روز اول سفر خوابم روی روال باشد انتظار زیادی بود. مدتی گذشت مصرف داروی من منظم شده بود این یک گام رو به جلو بود اما باز هم خوابم با مخاطره روبرو بود می خوابیدم و خوابم می برد اما هرشب کابوس می دیدم من به شدت دچار عذاب و وحشت شده بودم از خوابیدن واهمه داشتم، هر شب با هزار دعا و صلوات می خوابیدم اما باز هم کابوس میدیدم، دردناک بود. اینکه در آگاهی و هوشیاری کامل حس می کنی موجودی وارد بدن یا بهتر بگویم کالبدت می‌شود ،هراس انگیز و دردناک بود این که میدیدی در حال شکنجه هستی ، طاقت را طاق می‌کند.
خیلی‌ها شاید تصور کنند دچار توهم شده بودم اما من و شما امروز می دانیم که توهم و خیال نیست...
ایراد جای دیگری بود،هاله من با آسیب عمده ای روبرو شده بود مثل لایه اوزن ،مثل اتمسفر زمین. در تمام این لحظات دردناک اشاره های حکیمانه راهنمای عزیزم راه را نشانم میداد،سی دی کابوس را بارها و بارها گوش کرده بودم سی دی خواب شب را به طور مداوم گوش میکردم، موقعیت جغرافیایی خوابم را در اتاق خواب هم جهت با میدان مغناطیسی زمین هماهنگ کردم، اعمال ضد ارزشی انجام نمیدادم، تفکر خود را در چرخه سالم سازی قرار دادم،اما باز هم کابوس داشتم، باید تجربه جدید ثبت کردم تا اینکه تصمیم گرفتم یک شب خودم به استقبال کابوسم بروم، و مشتاق دیدار با آن موجود دنیای درونم باشم. این کار را انجام دادم ،امادیگر نترسیدم وحشت نکردم اتفاقاً ایستادگی کردم، حس بسیار خاصی بود زیرا این آخرین ملاقات شبانه من با میهمان ناخوانده خواب هایم بود.امروز من خوابی بی نهایت خوب را تجربه می کنم و چقدر هم حس لذت عالی از این تجربه دارم...ساعت۱۱/۳۰به خواب آرامی می روم و در عوض کابوس ،رویاهایی شیرین و دلپذیر دارم.ساعت۵/۳۰بیدار می شوم و روزی شاداب را آغاز می کنم.کنگره۶۰ همین است،بایدمسافرباشی تا به مقصد برسی،بعداز رسیدن دوباره حرکت برای رسیدن به مقصد بعدی...
نویسنده مسافرامیررضایی

[ پنجشنبه 19 اسفند 1395 ] [ 12:11 ق.ظ ] [ امیر رضایی ] [ نظرات () ]

نظرات این مطلب

یکشنبه 15 مرداد 1396 09:40 ق.ظ
Incredible points. Sound arguments. Keep up the great effort.
سه شنبه 24 اسفند 1395 07:23 ق.ظ
امیر جان امیدوارم همیشه خوب و خوش و سلامت باشی وبه جایگاهی که دوست داری برسی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

آخرین مطالب