تبلیغات
Web Legion's S.H.Hosseini - سی دی شهر وجودی

Web Legion's S.H.Hosseini - سی دی شهر وجودی

سی دی شهر وجودی
سی,دی,شهر,وجودی,

جستجوگر سایت

سی دی شهر وجودی

استاد: ما هم خوب هستیم و رمضان دیگری را سپری می‌نماییم،از جسم خود شاکر باشید که به‌فرمان الهی تعظیم نمود و در این سفر تو را همراهی کرد. هستی ضامن وجود هر یک از اعضای تنی است که بی‌وجود هم شایسته حیات نیست.

اینجا اشاره می شود به جسم و رمضان. در مورد جسم زیاد صحبت کردیم ولی به عقیده من کافی نیست؛چون ما انسان‌ها دکتر داریم برای مریضی, دکتر بیماری داریم اطبا آموزش دیدن که انسان‌ها وقتی مریض می‌شوند به آن‌ها مراجعه کنند مریضی‌شان برطرف بشود. ولی ما اگر قسمت دیگری که دکتری باشد  آموزش بدهد که ما اصلاً بیمار نشویم دکتر سلامتی داریم البته مثل آن یکی بزرگ و نیرومند نیست؛ پس ما اطلاعات و آگاهی می‌خواهیم برای سلامتی. درمورد سلامتی اولین مسئله‌ای که به آن برخورد می‌کنیم مسئله جسم ما هست وقتی به مفهوم خود جسم نگاه می‌کنیم زیاد چیزی دستگیرمان نمی شود. هیکلی و هیبتی از توده‌ای از گوشت و استخوان که یکسری کارها را می کند  و باید هم بکند و گاهی اوقات اهمیت چندانی هم ندارد. ولی در کنگره 60 از جسم به دو عنوان یاد می شود: یکی به‌عنوان یک ماشین, ماشین صنعتی و دیگری شهر است "لآ اُقسمُ بهذا البلد وَ أنتَ حِلُُ بهذا البلد" قسم نمی‌خورم به شهر و تو حلول کردی در این شهر. اگر بخواهیم تمثیل بیاوریم بگوییم: "شهر وجودی", شاید شهر هم برای جسم ما کوچک باشد که مثال بیاوریم. چون جسم ما خیلی بزرگ‌تر از یک شهر است شما اگر به این میز نگاه کنید که الان میز را به‌صورت یکپارچه می‌بینید, ولی اگر خیلی ریز نگاه کنید و بزرگش بکنیم اتم‌هایی که این میز را تشکیل داده‌اند از هم فاصله دارند جوری از هم فاصله دارند که شما میتوانید با یک اسب از میان آن ها عبور کنید،فشرده شده اند که اینگونه اند ولی اگر بازش کنیم چنین مسئله ای است ، چرا میگویم شهر برای جسم کوچک است ؟ چون جمعیت ساکنین یک شهر شلوغ و بزرگ مثل تهران خیلی که باشد ١٣ میلیون نفر هستند و ساکنین کل زمین حدود ٨ میلیارد نفر هستند ولی در جسم ما فقط در قسمت مغز، گویا بالای ١٠ میلیارد نورون یا سلول داریم که مغز ما را شکل داده اند ، هرنورون دارای ویژگی خاصی هست ، دندریت هست ، آکسان هست و… تشکیلات بسیار زیادی  دارد. حالا اگر بخواهیم کل سلول های بدن را حساب کنیم خدا می‌داند چقدر است. پس اگر بگوئیم شهر ، چیز عجیبی نگفته ایم. به همین دلیل انسان را می گویند: جهان اکبر و برخی می گویند: جهان اوسط (وسط). پس به جسم جهان هم اطلاق شده، چون آنچه در جهان است در جسم ما هم هست. تمام رگها مثل رودخانه هایی است که در سطح زمین جاری است و خیلی بزرگتر از آن. اگر طول رودخانه های جهان را اندازه گیری کنیم و طول رگها و مویرگ های بدن را اندازه گیری کنیم؛ قطع یقین بدانید که طول رگها و مویرگ های بدن ما بیشتر از رودخانه های جهان است. پس این جسمیّت چیز کوچکی نیست. اگر در مورد کارخانه صحبت کنیم، می بینیم که یک کارخانه نیست، بلکه کارخانه های متعددی در این جسم تعبیه شده است. یک کبد ما اندازه یک پالایشگاه است. تازه پالایشگاه هم نمیتواند کار کبد انسان را انجام دهد. کلیه هم همینطور، قلب همینطور؛ ما یک موتور را که از فولاد و چدن و… است در نظر بگیریم که اگر بخواهد دائماً روشن باشد طول عمرش سه ماه هم نمی شود اگر شرایط عالی و قطعات خوب باشد نهایتاً ١۵ سال کار می کند. اما قلب یک تکه گوشت است. این برای ما خیلی مهم است و ما باید به این جسم با نگاه وسیعتری نگاه کنیم و تفکّر ما این نباشد که فقط به ظاهر جسم و قسمت صورت اهمیّت بدهیم و آن را آراسته کنیم؛ صورتمان را بشوئیم و موها را شانه کنیم و خانمها آرایش بکنند و یا با جراحی دماغ را درست بکنند و … فقط در این حدّ نباشیم و اینگونه به جسم نگاه نکنیم. ما باید به جسم به عنوان یک جهان و یک شهر بسیار عظیم نگاه کنیم. اگر اینگونه نگاه کنیم می توانیم کاملاً از جسم مراقبت کنیم. این جسم چگونه کار میکند؟! یک شهر واردات دارد، صادارات دارد، تغدیه دارد و …!! جسم هم اوّلین چیزی که نیاز دارد واردات هست برای سوختش. چون این جسم چند کار انجام می‌دهد؛ یکی از کارهای مهمّی که انجام می‌دهد ایجاد سوخت است؛ مواد غذایی که ما می خوریم را تبدیل به قند و چربی می‌کند و سوخت را فراهم می کند. مثل ماشین که برای حرکت نیاز به بنزین دارد. شما هر ماشین یا موتور محرّکی را در نظر بگیرید احتیاج به سوخت دارد. جسم هم می‌خواهد راه برود، حرف بزند و... احتیاج به سوخت دارد. موبایل شما احتیاج به سوخت دارد اگر باتری آن را بردارید یا آن را شارژ نکنید دیگر کار نمی کند. انسان هم همینطور است، سوخت به جسم نرسد کار نمی کند. یک چیزی که جسم دارد و از معجزات بسیار عجیب است و ما به آن توجهی نکردیم؛ بازسازی سیستم است. یعنی دائماً درحال بازسازی و نوسازی خودش است. یعنی این دست من، دست پارسال نیست یک دست دیگر است. تمام سلول های بدن به جز نورون های مغز در طول ١١ ماه عوض می شوند. خون اگر اشتباه نکنم هر سه ماه یکبار عوض می‌شود. استخوان ها فکر کنم هر سه سال یکبار عوض می شوند. پس این قلبی که دائماً کار می کند یک تکه گوشت است و نمی تواند ٧٠ سال کار کند، پس باید دائماً نوسازی شود. یعنی تعمیرات و نوسازی در سیستم بدن مرتب انجام می شود.

هواپیماها هر قطعه اش یک طول عمری دارد مثلا چرخ هایش باید هر ١٠٠ ساعت پرواز، عوض شود و قطعات مرتباً باید عوض شوند, بدن ما هم همینطور است. کبد ما، کلیه ما, قلب ما و … مرتباً سلول هایش عوض می شوند. مسئله اینجاست؛ وقتی دارد نوسازی می شود احتیاج به چه چیزی دارد؟ مواد اولیه!! اگر مواد اولیه خوب به آن برسد می تواند بازسازی را انجام دهد. شستن دست ها و ورزش کردن و آراستن ظاهر و … بسایر خوب و قشنگ است ولی می خواهم موضوع را برایتان باز کنم که چرا باید به تغذیه و جسم خود اهمیت بدهیم. چون برای بازسازی وجود مواد اولیه الزامی است. چرا خانمها همه پوکی استخوان دارند چون در زمان بازسازی استخوان مواد لازم موجود نیست. برای بازسازی خون احتیاج به آهن است اگر نباشد دچار کم خونی می شویم. نورون های عصبی که انتقال اطلاعات را انجام می دهند، باید بازسازی شوند اینها مثل سیم برق روکش دارند اگر املاح و مواد لازم فراهم نشود روکش آنها ازبین می‌رود و اتّصالی می کند و باعث بیماری MS (ام اس) می‌شود. این تعمیرات از نوک پا شروع می شود تا مفاصل و استخوانها و  غضروفها و … همه اعضا باید بازسازی شوند، مثانه، کلیه، قلب، روده و … این زبان ما زبان پارسال نیست و عوض می شود، این یک ماهیچه است که دائما حرکت می کند و به دندانها و سقف دهان و غذاها برخورد می کند و سائیده می شود. مایعات باید زیاد مورد استفاده قرار بگیرد و این را بدانید چای و قهوه و نوشابه جای آب را نمی گیرد. چای اصلاً جای مایعات را نمی گیرد بلکه با خوردن یک لیوان چای، یک لیوان از مایعات بدن هم با ادرار دفع می شود. آب و آب میوه ها جزء مایعات هستند. وقتی نگاه می کنید بعضی ها صورتشان سیاه و کبود است، معتاد هم نیستند و سیگارم نمی کشند؛ اینها همه یبوست دارند. یعنی به این کارخانه ها باید آب لازم برسد. مواد غذایی و میوه و فیبر و … باید برسد وگرنه یبوست می شود. همه قسمت های بدن باید بازسازی شوند مواد اولیه چیست؟! پتاسیم، کلسیم، سدیم, آهن، روی، منیزیم و... انواع و اقسام ویتامین ها، فیبرها مثل کاهو، کلم ، گوجه، و... است. ما می خواهیم راه برویم احتیاج به سوخت داریم. سوخت باید به اندازه باشد، وگرنه مشکل ساز می شود. یکی از دلایلی که هواپیماها مسافت های طولانی نمی توانند پرواز کنند مسئله سوخت است. برای 8 یا 10 ساعت پرواز مثلاً فرض کنید 100 تن سوخت نیاز دارد و باید این را با خودش حمل کند. 50 تن مسافر و بار می برد ولی 100 تن باید سوخت حمل کند. اما اگر بخواهد از اینجا برود به کرمان یا بندر عباس و ... که یک یا دو ساعت پرواز است، آن موقع که دیگر 100 تن سوخت برنمی دارد. می آید 10 تن برمی دارد. آیا عقلانی هست که برای رفتن به بندر عباس 100 تن سوخت بردارد؟ خیر، به جای آن مسافر می زند چون فرقی نمی کند. کار ما هم همین است. ما باید سوخت را با خودمان برداریم اما نه سوخت زیاد. این جسم موادغذایی راتبدیل به قند و چربی می کند. چربی هایی که در بدن مااست ذخیره سوخت هستند. وقتی کسی از اندازهء معمولی چاق تر هست، این سوخت بیشتری ذخیره کرده است. می خواهد تا بندر عباس برود ولی به اندازهء رفتن به آمریکا با خودش سوخت دارد. چربی ها در همه جای بدن ذخیره می شود. صورت، پهلوها، کمر، شکم و... وقتی زیاد شد در رگ ها هم می ماند و گیر می کند. مثل کتری که رسوب می بندد. البته درون رگ های ما این قدر صاف و صیقلی هست که باورتان نمی شود. جسم خیلی عظمت دارد. چون وقتی خون از رگها رد می شود، اصطکاک نداشته باشد و گرنه خون در دیواره رگها انباشته می شود. بعضی ها رگ هایشان می گیرد و مسدود می شود به خاطر چربی زیاد حالا چربی درون رگهای دست و پا زیاد مسئله ای نیست ولی اگر در رگهای قلب باشد رگها مسدود می شود و سوخت به قلب نمی رسد و از کار می ایستد. یعنی سکته.  بعد باید آنژیو شود. یعنی یک فنر را از بغل کشاله ران وارد قلب می کنند و بعد به نسبت گرفتگی اَسِتُن (بوش) می گذارند که خون از داخل آن عبور کند. و برای رقیق شدن خون باید آسپرین مصرف کند. و اگر رگ های مغز باشد، می‌شود سکته مغزی. پس اضافه خوردن و ... اینجاست! در قدیم تأسیسات ها موتورخانه داشتند که هم خنک کننده بود و هم گرم کننده و این موتورخانه هر سالی یک بار باید سرویس شود و تعمیرات انجام شود و چیزهای اضافه که درون لوله ها مانده برداشته شود. بدن ما هم به چنین کاری احتیاج دارد. اینجاست که مسئله روزه عنوان می شود. خداوند همین طور الکی روزه را برای ما نگذاشته یا صرفاً به خاطر گرسنگی کشیدن و عبادت نیست. بعد آن قدر مهم است که می گوئیم روزه دار حرفش ثواب است، خوابیدن و کار و ... ثواب است. اینها برای تشویق کردن به روزه گرفتن است. اصلش چیز دیگری است. یک برنامه ریزی برای شهر وجودی است. روزه می خواهد شهر وجودی را که در طول یک سال کار کرده بازسازی کند. چربی ها و مواد اضافی را از بین ببرد. رسوبات داخل رگ ها باز شود، سموم اضافه که در بدن انباشته شده دفع کند. یعنی این یک ماه باید فرصتی را فراهم کنیم که این جسم خودش را بازسازی کند. سوخت اضافه در همه جا انباشته شده باید بیرون بریزیم. شهر وجودی را پاکسازی کنیم. پس یک مسئله بیرون ریختن آشغالها است. به معده فرصت بدهیم خودش را بازسازی کند. ما شب و روز روی این معده فشار می آوریم حالا علاوه بر صبح و ظهر و شب میان وعده هم اضافه می کنند. البته اگر میان وعده یک سیب یا میوه باشد مشکلی نیست. معده مانند یک دیگ است و باید گاهی هم خالی باشد. از یک صبح تا شب درونش چیزی نریزیم تا سعی کند خودش را بازسازی کند. پس فرضیه روزه به طور کلی این است و چون خواص بسیار زیادی دارد تحت عنوان یک عبادت مطرح شده است. یا مثل نمازخواندن که هزاران خاصیت دارد: همین که در روز چندین بار نشست و برخاست کنید، حداقل یک نرمش کلی در تمام طول عمر است. و خیلی خواص دیگرش. منظورم این است که هیچ عبادتی جهت بیهودگی نیست و روزه فقط عبادت نیست. پشت این یک حکمتی است، نماز هم همین طور. بله!  اگر فقط ظاهر آن را رعایت کنید چیزی نیست اما اگر فلسفه آن را نگاه کنید می فهمید. اعضای کنگره وقتی وارد می شوند یعنی مصرف کننده اند با روزه رابطه اشان مثل غول و بسم الله است. چون تا بسم الله بگویی غول می‌رود. یعنی از نظر عقلی و منطقی جور در نمی آید که شما روزی یک پاکت سیگار می کشید، مواد هم مصرف می کنید حالا بیایید روزه هم بگیرید! یکی دیگر از خواص روزه این است که شما می گویید نه! در مقابل خوردن، آشامیدن و ... این تزکیهء نفس است. در مقابل نفس مقاومت می کنید و می گویید نه! این خیلی مهم است. گاهی اوقات شما به یک نخ سیگار نمی توانید بگویید نه! به یک لیوان آب نمی توانید بگویید نه! شمایی که روزه را مسخره می کنید آیا توان نه گفتن به یک نخ سیگار را دارید؟ می توانید در هوای گرم یک لیوان آب نخورید؟ پس آنجا هم مسئله داریم. بارها گفتیم مسئله "DST" خودش یک روزه است . کنگره 60 از ماه رمضان آغاز شد. الگوی کنگره ماه رمضان است . به همین خاطر تمامی شعب کنگره 60 و حتی شهرهایی که لژیون دارند رمضان و روزه را جزء فرهنگ خود و کنگره 60 می دانند . نه تنها برای مسلمانان بلکه برای هر کسی که در کنگره 60 هست، ماه رمضان یک جوّ و شرایط و حال و هوای دیگری دارد. کجا می توانند در ماه رمضان 30 شب افطاری بدهند! سازمان ها ی خیلی بزرگ که بودجه دولتی دارند یک شب افطاری می دهند. آن هم برای خوانین و بزرگان! کنگره 60 هرشب افطاری می دهد، چون فرهنگش چیز دیگری است. چون جزء تزکیه نفس است. چون DST خودش روزه است. یعنی وقتی 6 صبح می خوری تا 2 بعدازظهر نمی توانی بخوری و ... تازه اگر صبح فراموش کرد که بخورد دیگر تمام است و نمی شود ظهر دو وعده با هم بخورد. بعد یک مقدار مشخصی می توان خورد. وقتی می گویند 0.5 سی سی شما نمی توانید 2سی سی بخورید. ولی روزه بخواهی بگیری سحری هر چقدر خواستی می‌توانی غذا بخوری. افطار هم همین طور. پس به خاطر این که ما روزه مواد می گیریم یا روزه سیگار، این هم یک نوع روزه است که الگوی آن از ماه مبارک رمضان برداشته شده. گفتیم اعضای کنگره 60 با روزه مثل غول و بسم الله هستند (کسانی که مواد و سیگار مصرف می کنند) اینجا بود که ما روزه را در کنگره 60 درصدی کردیم. و من هم هرسال به بچه ها این حرف را می زنم که برای کسانی که روزه استاندارد می گیرند من شیخ نیستم یا معلم نیستم، من شیخ و معلم روزه نگیر ها هستم . کسانی که روزه نمی گیرند . من به آنها خط می دهم که در ماه رمضان چه کار کنند ؟ کاری که خودم کردم و علمی که تجربه شود سندی بی نقص است. من آن کار را کردم که منجر شد به درمان خودم و خیلی از بچه ها.  تازه من هم آن کار را روی فتوای بعضی از علما که خوب قضیه را گرفته بودند، انجام دادم. چون گفته بودند کسانی که مواد مصرف می کنند روزه بگیرند و مواد هم به قدر کفایت استفاده کنند. به همین خاطر هم روزه گرفتم و هم مواد مصرف کردم و جدول هم تنظیم شد( کتاب 60درجه). در کنگره هم همین است. فرد هروئینی که وارد کنگره می شود و سیگار هم مصرف می کند همان من 20 سال پیش است. ما به او نمی گوییم که تو باید حتماً از صبح تا شب روزه بگیری! اصلاً امکان پذیر نیست. و نمی گوییم که روزه هم نگیر! میگوییم درصدی بگیر. روزه استاندارد 100 درصد است. ما اینجا برای مصرف کننده می گوییم نمی‌خواهد به بهانهء مصرف مواد روزه نگیری. چون کارخانه های بدن لازم دارند پاکسازی و نوسازی را. تو مواد مصرف کن، اما غذا نخور، روزه بگیر طبق جدول موادت را هم استفاده کن! پس تمام سفر اوّلی هایی که OTمصرف می کنند حرف مرا کاملاً گوش کنند !روی مغز خودشان راه نروند، با فکر خودشان راه نروند. نگویند وعدهء ظهر را برمی داریم. مثلاً 3 سی سی است؛ 5\1سی سی سحر می‌خورم و 5\1سی سی افطار،یعنی صبح 5\4سی سی و افطار هم 5\4سی سی!!  خیلی ها این فکر را می کنند و می گویند روزه ام را می‌گیرم. تمام اینها سفرشان را خراب کرده اند و برگشته اند به جای اوّلشان. نه روزه گرفتند و نه سفرشان را انجام دادند و خراب کردند. فقط به خاطر سطحی فکر کردن! چرا نمی خواهید باور کنید که مریض هستید؟ خداوند می گوید: اگر ناتوانی جسمی و بیماری دارید روزه نگیرید. اگر مسافرت می روید روزه نگیرید. خوشبختانه مکتب و کتابی که ما داریم خیلی متنوع است و راحت! وقتی کتابهای دیگر را نگاه می کنید متوجه می شوید. پس سفر اولی ها سفرشان را خراب نکنند، روزه شان را درصدی بگیرند. مواد را هم سرساعت بخورند. حالا ظهر یک استکان چای هم بخورند. می گویم اگر این کار را بکنید بهتر از این است که اصلاً روزه نگیرید. تمام بچه هایی که در سفر اول این کار را انجام داده اند الان در سفر دوم دارند روزه کامل و استاندارد می گیرند. باالاخره یک کاری کردن بهتر از هیچ کاری نکردن است. برای آدم معمولی هم فرق نمی کند. می گوید روزه نمی گیرم چون ناراحتی کلیه دارم و نمیتوانم 15 ساعت بدون آب بمانم. این جزو همان بیماران است، درست می گویم؟ به جای اینکه اصلاً نگیری، مواد غذایی نخور و دو لیوان آب هم بخور؛ عیبی ندارد. می گوید من نمی توانم سیگار نکشم، می‌گوییم تو روزه ات را بگیر ولی به جای یک بسته سیگار، 3 نخ سیگار بکش. اصلاً در کل نمی توانی روزه بگیری، از ظهر بگیر، از ساعت 12 تا افطار ببینم می‌توانی بگیری؟ آن را هم نمی توانی بگیری حداقل از ساعت 4 که می آیند کنگره تا افطار بگیر! باز هم نمی تواند این کار را بکند! موقعی که لژیوننشستی یک ساعت تا افطار است، این یک ساعت را روزه بگیر! این را هم نمی تواند. حداقل وقتی ظرف آش را می گذارند سر لژیون و 15 دقیقه مانده تا افطار، این 15 دقیقه را روزه بگیرد. طاقت نمی آورد و فوری آش رامی خورد . من تمام شهر وجودیرا برای شما گفتم، جسم و کارخانهء آن را گفتم، هنوز به قسمت اعظمش نرسیده ام. که شما بدانید دارید چه می کنید و آگاه و هوشیار

باشید. پس روزه را به خاطر پاکسازی می گیریم تا تزکیه نفس شود. در قسمت جسم، کارخانه یا ماشین است که باید به آن استراحت بدهیم، سرویس بدهیم. احتیاج به مواد اولیه(سوخت)دارد. برای بازسازی احتیاج به املاح داریم، پتاسیم، سدیم و ... خیلیچیزهای دیگر. همین سرکه سیب که پتاسیم و منیزیم و ... دارد را کسانی که استفاده کرده اند بعضی بیماری هایشان خوب شد! چون
بدنشان فقیر بوده، شما ید می خواهید، پتاسیم، منگنز، روی، مس، فسفرو ... وقتی خداوند می فرماید: "من انسان را از خاک آفریده ام" یعنی آنچه در خاک است(جدول مندلیف) همه اش مورد نیاز ما است، هیدروژن، اکسیژن، گازها و همه چیز مورد نیاز مااست.
حالا یک سری کارخانه در جسم داریم که موادی را می سازند که در طبیعت موجود نیست. مثلاً نفت خام در طبیعت هست، آیا بنزین در طبیعت هست؟ نفت سفید و قیر هست؟ ضد یخ و گریس و... در طبیعت نیست! اینها در پالایشگاه تولید می شوند. یک سری مواد هم در بدن تولید می شود مثل دینورفین که در طبیعت وجود ندارد یا اندروفین، ناقل های عصبی و میدیاتورها و ... مواد شبه افیونی بدن در طبیعت نیست، اینها را بدن می سازد و برای ساخت اینها احتیاج به مواد اولیه دارد تازه وقتی می خواهد اینها را تولید کند احتیاج به نقشه هم دارد . که نقشه را ژن می دهد که گاهی اوقات درست می دهد و گاهی هم نقشهء ژن اشتباه می شود و مواد ناقص تولید می شود. بنابراین وقتی نگاه می کنیم می بینیم مسئلهء خیلی مهم و گسترده ای است. 
من خواستم که الان توجه شما را به جسم بدهم؛ یک مقدار از چربی ها را با روزه گرفتن از بین ببریم و سموم را دفع کنیم یک مقدارش را هم با ورزش دفع کنیم بنابراین همه باید به ورزش دقت کنیم و تحرک داشتن و ورزش یعنی آب شدن سوخت اضافی. روزه گرفتن جزء فرامین الهی است و جسم ما در برابر این فرمان تعظیم می کند و ما باید شاکر باشیم. نه فقط برای عبادت، برای سالم بودن و طول عمر داشتن. هستی (وجود ما) ضامن وجود هر یک از اعضای تنی است؛ هر یک از اعضا اگر ناقص باشند حیات ادامه ندارد. پس هستی ما ضامن کارکرد همه اعضا است. در کنگره هم بستگی دارد به تک تک ما که هستیم. حالا من درمورد بدن صحبت کردم ولی هنوز خیلی می شود در این مورد حرف زد اگر بخواهیم چندتا صنایع را هم نام ببریم: صنایع گردشخون، شامل قلب و پمپاژ خون و … صنایع مغزی، صنایع دستگاه گوارش، صنایع پتروشیمی شامل کبد و کلیه و … تمام صنایع در وجود ما هست. یک نکته هم بگویم: ما در کنگره هرکاری انجام می دهیم بر مبنای حکمت یک سری از مسائل است الان ما لیوان های یکبار مصرف را جمع کردیم و هر کس برای خودش لیوان می آورد و این بر مبنای رعایت بهداشت بود چون آنها آلودگی داشت و بدرد نمی خورد و کلی زباله و مشکل تولید می کرد. لیوان کاغذ ی هم آلودگی و هم پارافین دارد، فقط لیوان شخصی ما در کنگره؟ می خواستیم دست دادن را جمع کنیم؛ چون وقتی وارد می شوی با ٢٠٠ نفر باید دست بدهی، این دست دادن باعث انتقالیکسری از بیماری هاست و گفتیم همدیگر را هم نبوسید، بوسیدن هم ممنوع است، چون سرماخورده، سل دارد و حصبه دارد و …!! صورت تورا می بوسد و میکروب ها را منتقل می کند. نگفتیم دیگر شانه های یکدیگر را ببوسید و یک حرکت جدید درست کنید، گفتیم فقط ادای بوسیدن را دربیاورید حالا بعضی ها اول دست می دهند بعد صورت هم را می بوسند و بعد تازه هم را بغل می کنند واین کار در بین خانمها فاجعه است. خانمها صورتشان را آرایش می کنند و رژ می زنند و یا کرم پودر می زنند و راهنما هم مقنعه سفید دارد جلسه که تمام میشود جای ٣٠ تا رژ روی آن است و کلی هم اثر کرم پودر! و مقنعه سفید با یک جلسه رنگی می شود.

این هست که خواهش می کنم این کار را نکنید. بوسیدن در کنگره درست نیست، دست دادن هم درست نیست. به خاطر رعایت بهداشت و سلامت! این را دقت کنید. آقایان هم همینطور. تا جایی که امکان پذیر هست از بعضی مسائل جلوگیری کنید تادر محیط ما سلامتی برقرار باشد. امیدوارم خودتان را برای گرفتن روزه آماده کنید و هرکس به سهم خودش این کار را انجام دهد برایرسیدن به رهایی و رسیدن به سلامتی جسم خودش. امیدوارم رمضان خوبی در پیش داشته باشید.
مسافر امیررضایی

[ جمعه 12 خرداد 1396 ] [ 09:27 ب.ظ ] [ امیر رضایی ] [ نظرات () ]

نظرات این مطلب

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

آخرین مطالب