تبلیغات
Web Legion's S.H.Hosseini - سی دی تقدیرات تفکرات

Web Legion's S.H.Hosseini - سی دی تقدیرات تفکرات

سی دی تقدیرات تفکرات
سی,دی,تقدیرات,تفکرات,

جستجوگر سایت

سی دی تقدیرات تفکرات

غذای فاسد اصولاً به غذایی که غیرقابل مصرف است گفته می‌شود به دلیل اینکه میکروب ها وباکتری ها در آن فعالیت کرده‌اند واز آن مصرف کرده‌اند وحالا ترکیبات شیمیایی آن  تغییر کرده و از چیزی به چیز دیگری تبدیل شده‌اند وغیرقابل‌استفاده است. مثل گوشتی که در معرض هوا قرار می‌گیرد چون بعد از یک مدت ترکیبات آن ماده عوض شده و دیگر قابل‌استفاده نیست . ترس هم یک حس است این حس، تفکر را احاطه می‌کند و در آن رسوخ می‌کند. مثل میکرو بها و باکتری‌ها که درون غذا رسوخ می‌کنند و ماهیت آن را تغییر می‌دهند . زمانی که ما دچار ترس می‌شویم آن نیرو روی تفکر ما تأثیر می‌گذارد وجهت آن را عوض می‌کند. چون تفکر، یک حرکت است از یک نقطه به نقطه‌ای دیگر. چون حرکت از یک مجهول به سمت معلوم است، پس یک مسیر حرکت وجهت دار است.

یک رودخانه را در نظر بگیرید شما در حال شنا هستید و جریان آب به حرکت ما اضافه می‌شود مسیر حرکت ما مستقیم است اما چون جریان آب زیاد است شما 200متر دورتر از ساحل پرت می‌رسید و از مسیر منحرف می‌شوید و شما را گمراه می‌کند نسر واقعه‌ی حتی به مقصد نمی‌رسیم و از بیابان یا جای پرتی سر در می‌آوریم.

خواست و فرمان

همه چیز طبق فرمان و خواست اتفاق می‌افتد اگر انسان خواسته‌ای نداشته باشد و چیزی را نخواهد اتفاقی بر این مبنا نمی‌افتد. یعنی کائنات (سیستم آفرینش) به خواسته‌های ما پاسخ می‌دهد، اما اگر خواسته نداشته باشیم پاسخی هم دریافت نمی‌کنیم.

برای هر خواسته‌ای یک پاسخ مربوط به آن در اختیار ما قرار می‌دهند و هیچ‌چیزی در کائنات زورکی اتفاق نمی‌افتد اما ما گاهی از خیلی از خواسته‌های خود اطلاع نداریم یعنی خواسته‌ها هم دارای صور آشکار و صور پنهان هستند. چون همه چیز طبق خواست و فرمان اتفاق می‌افتد و خواسته‌های انسان منشأ درون خود انسان است پس هر اتفاقی که می‌افتد پیش از اینکه تابع جهان بیرون باشد تابع جهان درون خود ماست.

خواسته مثل هسته می‌ماند یک گردو خواسته‌ای دارد تبدیل به درخت گردو. اما اگر یک درخت گردو خواسته تبدیل به یک خوشه گندم داشته باشد ما نمی‌توانیم بگوییم زمین بد بود که دانه گرد و تبدیل به خوشه گندم نشد و هیچ خواسته‌ای از بین نمی‌رود بلکه آن خواسته درون صور پنهان قرار می‌گیرد و دوباره برمی‌گردد و در جایگاه دیگری رشد می‌کند .

محیط,اجتماع ,آب ,آفتاب در حکم بستر است تا خواسته رشد کند، اگر چیزی برای ما اتفاق می‌افتد در واقع پاسخ کائنات به خواسته‌های معقول و غیرمعقول ماست و وقتی خواسته‌های نامعقول ما شکوفا می‌شود برای ما رنج را به ارمغان می‌آورد و خواسته‌های معقول وقتی به انجام می‌رسد در ما آرامش و تکامل و شادی را به ارمغان می‌آورند.

خواسته اول گفته می‌شود بعد فرمان صادر می‌شود و زمانی که فرمان  صادر شود یعنی مجوز صادر شده است و اگر فرمان صادر نشود خواسته همچنان باقی می‌ماند تا زمانی که فرمان آن صادر شود .یعنی هر خواسته‌ای در انسان در هر زمانی به اجرا در نمی‌آید و این موضوع را قدرت مطلق بنا به تشخیص خود، فرمان ِآن را صادر می‌کند .

تقدیرات و تفکرات:

اکثراً می‌گویند اگر برای ما چیزی مقدر شده پس اراده و اختیار ما چگونه می‌شود؟ و اگر آینده ما از پیش تعیین‌شده پس چگونه ما را مورد حسابرسی قرار می‌دهند؟

تقدیر یا قدر به معنی اندازه و مقدار ارزش است. گاهی می‌گویند تقدیر من بود همسرم در اوایل جوانی فوت شود چه کسانی بیشتر از این واژه استفاده می‌کنند؟ زمانی که انسان در مطالب بدی قرار می‌گیرد این مطالب بیشتر به سراغش می‌آید. اگر از  انسان‌هایی که وضعیت بدی دارند، بپرسید می‌گویند: این تقدیر من بود و این  از پیش تعیین‌شده بود. اما اگر پیش کسی که از مرتبه بالایی برخوردار است بروید نمی‌گوید این تقدیر من است بلکه می‌گوید لطف خدا بود ,تلاش خودم بود,از تمام قدرتم استفاده کردم,خانواده به من کمک کردند,پس حتی دیدگاه ما انسان‌ها در جاهای مختلفی بکار می‌رود.قدر و اندازه هر شخصی جایگاه آن شخص است.

طبق آیه‌ای از کتاب شریف :نیست انسان چیزی جز آن چیزی که تلاش می‌کند برای انسان هر چیزی که وجود دارد و هر چیزی که در آن قرارگرفته آن چیزی است که کسب کرده و تلاش کرده و آن تلاش محصول عمل خودش بوده که این جایگاه می‌تواند رفیع باشد یا پایین . اما هر چیزی که هست، دستمزد خود فرد است .انسان دارای 3زمان است:گذشته ,حال ,آینده. که ما خیلی اطلاعاتی راجع به گذشته نداریم.

تفکرات:

در زمان حال انجام می‌شود چیزی که الآن به وجود می‌آید. وقتی تفکرات و تقدیر باهم تلفیق می‌شود مسیر حرکت انسان را مشخص می‌کند و زمانی که ما کاری را بدون حساب‌وکتاب انجام می‌دهیم، مثل مصرف مواد ،بدون تفکر به سرانجام آن، درست مانند ستونی می‌مانیم که موریانه سالیان سال آن را خورده، اما در یک لحظه کل آن پایین می‌آید و صدای آن در یک لحظه شنیده می‌شود اما این تخریب ِسالیان زیادی است .تقدیر انسان هم همین طور است آن تخریبی که سالیان زیادی انجام داده اما بازتاب آن هنوز نرسیده و بعد از مدتی بازتاب آن اتفاق می‌افتد که آن تقدیر خود فرد است.تقدیر مثل موجی است که ما به وجود می‌آوریم و برمی‌گردد به سمت ما و ما در مقابل آن می‌توانیم کارهای مختلفی انجام دهیم .

به خداوند هستی‌بخش گفته می‌شود، چون بستر شکوفا شدن را خداوند در اختیار ما قرار می‌دهد درست است که خواسته‌ها از جانب ماست، ما دانه را داریم، اما زمین و آب و خاک و باد را خداوند در اختیار ما می‌گذارد. اگر ما تنها بودیم خواسته‌های ما شکوفا نمی‌شد. پس اراده خداوند است، چون شرایط همه کارها را خداوند انجام می‌دهد.کسی که برای کسی دعایی می‌کند ، بینشان پیوند محبتی وجود دارد وگرنه انسان برای هر کس و هر چیزی که دعا نمی‌کند. مثلاً هیچ‌وقت برای سگ در خانه‌مان دعا نمی‌کنیم. پس این پیوند را خود شخص به وجود می‌آورد.یعنی اعمال شخص است که باعث این مسئله می‌شود که دیگری برایش دعا بکند. پس اعمال آدمی در آن سهیم است. اگر هم نفرین می‌کنید به خاطر کارهای غلطی است که شخص انجام می‌دهد و یا برداشت غلطی است که ما از رفتار آن شخص می‌کنیم. پس باز هم به عمل آن شخص بستگی دارد. که اگر درست باشد کمکش می‌کند و اگر غلط باشد به خودمان بر می‌گردد.

واقعیت آن است که ما از خیلی چیزها بی‌اطلاع هستیم. وقتی از خواسته‌های خودمان بی‌اطلاعیم ، خواسته‌های مردم که دیگر هیچ... .یکی از دلایلی که می‌گوییم قضاوت نکنیم برای این است که اندیشه خودمان را که هیچ انگیزه‌ی طرفمان را هم نمی‌دانیم. حتی نمی‌دانیم در مغز و اندیشه‌ی خودمان چه می‌گذرد.هر روز انسان شناخت جدیدی از خود به دست می‌آورد .شاید یک روز فکر کند که انسان بسیار خوبی است و کمی بعد به این نتیجه برسد که نه ، خیلی هم انسان خوبی نیست.بعد از چندین سال کاوش.

نکته: درست است که آن چیزی که برای ما اتفاق می‌افتد مطابق خواسته است اما یا آموزش است یا مجازات تنبیه است.یعنی یک عملی انجام داده‌ایم ، یک آسیبی وارد کرده‌ایم ، یک حرمت‌شکنی کرده‌ایم یا یک نقض قانونی انجام داده‌ایم که این موجب مجازات قانونی می‌شویم . که اصطلاحاً به آن کار ما یا هر چیز دیگری می‌گویند .یا قانون مثقال که عیناً به خودمان بر می‌گردد. یا خواهان این هستیم که چیزهای بیشتری را متوجه شویم ، می‌خواهیم درک بیشتری پیدا کنیم ، می‌خواهیم عمق بیشتری را متوجه شویم،می‌خواهیم معنویت  و معرفت کسب کنیم ،آن وقت است که باید آموزش ببینیم. آنجایی که می‌خواهیم آموزش ببینیم یک سری اتفاقات برایمان می‌افتد.که کلاً در این دو مورد اتفاقاتی برایمان می‌افتد نسبت به اینکه آن شخص خودش چه کرده و یا چه خواسته است.

تقدیری که اتفاق می‌افتد چیزی بوده است که از این لحظه بوده است تا زمان گذشته. هر کاری که ما می‌کنیم این تقدیر را برای ما به وجود می‌آورد.و تقدیر از یک سری قوانین پیروی می‌کند .مثل قانون عمل و عکس‌العمل .یعنی ما اگر عملی را انجام دهیم ولو که بسیار کم و اندک باشد ، آن عمل به ما بر می‌گردد. این‌طور تصور بکنیم که ما یک صدایی را از خودمان در می‌آوریم ، این صوت می‌رود، خارج می‌شود ، به یک کوه برخورد می‌کند .و پژواک این صدا بر می‌گردد به خودمان می‌رسد . که این اتفاق می‌افتد فقط نکته‌ای که هست در این برگشت است، که رد خور هم ندارد، زمان برگشت این صدا است. ممکن است این زمان برگشت خیلی طولانی تر باشد و یا همان لحظه به ما بر گردد. اتفاقی که باعث این می‌شود که ما دچار توهم شویم که حساب کتابی نیست و هر کی هر کیه ، این همین زمان است . چون گاهی، ما هر کاری می‌کنیم آناً  نتیجه‌اش را نمی‌گیریم ، به مرور زمان نتیجه این کارمان را فراموش می‌کنیم و ممکن است از حد سالیان هم بگذرد تا این چرخش اتفاق بیفتد و برگردد که آن هم قانون خاص خود را دارد و چون انسان دائماً در حال تغییر است این مطلب خودش را نشان نمی‌دهد. اما اعتقاد داشتن به این مسئله که چیزی که به ما بر می‌گردد همان چیزی است که خودمان سفارشش را داده‌ایم .   مطابق این فراموشی انسان ، پس از گذشت سال‌ها و رسیدن به زمان گرفتن جواب اعمال بر طبق بیان قرآن مجید ، انسان عز و جز ، ناله و قر قر می‌کند، و این چیزی نیست جز آن چیزی که خودش سفارشش را داده بود. و بر عکسِ آن هم ، این که وقتی به قدرتی یا مقامی می‌رسد ، این بار یک جور دیگر برداشت می‌کند . به خود غَرّه شده و چنین استنباط می‌کند که همه این‌ها از توانایی‌ها وتلاشهای خودم است . به غیر از کسانی که ایمان می‌آورند. ایمان مانند زمین قوی ای می‌ماند که آب را در خود نگه می‌دارد. انسان با ایمان انسانی است که فراموش نمی‌کند.مثل زمین حاصل خیزی است که اگر شما آن را حفر کنید  می‌توانید در آن قنات احداث کرده و از آن زمین آب استخراج کنید. و انسان با ایمان ، آن چیزی را که انجام داده است را در خود حفظ می‌کند و به فراموشی نمی‌سپارد.ولو آن عمل ، عمل خوشایندی نباشد. و وقتی به آن عمل رسید در ادامه زندگی وقتی به زمان عکس‌العمل رسید دیگر ناراحت نشده و آن را می‌پذیرد. پس این خصلت ایمان است چه خیر باشد و چه شر.

نکته : چون انسان جاری است و قابل‌تغییر ،تا  آن موجی که به وجود آورده، برود و بازگردد، انسان تغییر کرده و از نوعی به نوع دیگر تبدیل می‌شود. حالا آن موج  و یا صوت به شخص برگشته ولی آن انسان دیگر انسان قبلی نیست و سطح دانایش تغییر کرده و ظرفیتش تغییر کرده و یا بلعکس دچار اُفت ظرفیتی و شخصیتی شده باشد ، آن وقت است که این تغییر خیلی تعیین کننده است . اگر عمل زشتی را مرتکب شده است که تقاصش در حال برگشتن است ،در جهت مثبت تغییر داشته باشد ، با رسیدن تقاصش درد کمتری را حس می‌کند. و به بیان ساده‌تر می‌تواند ، خیلی راحت تر از آن موج عبور کند. و با بزرگواری و سخاوت خویش آن را بپذیرد. مثل گرفتن یک بیماری یا از دست دادن عزیزی .ولی اگر اُفت کرده باشد و در تاریکی بیشتری فرو رفته باشد ، سختی بیشتری را نیز متحمّل می‌شود . و این چیزی نیست جز درک مفهوم عذاب.مثل سختی که بعد از رسیدن به سفر دوم حسش می‌کنیم. زیرا خود آن را سفارش و به وجود آورده بودیم. و این خود از دو قانون دیگر تبعیت می‌کند .یامجازات است و یا آموزش که در بالا ذکر کردیم .یک مثال ساده اینکه : زمانی ما مشتی را به شکم استاد بدنسازیمان می‌زنیم، برای اینکه عضلات دست و مشتمان قوی شود (خواهان آموزش) و زمانی که مشتی را به شکم یک انسان دیگر در جامعه می‌زنیم که برای فسق و فجور است (تنبیه و مجازات). به هر حال به خواست و فرمان اتفاق می‌افتد که دست‌پخت خودمان است و وقتی که به ما رسید نمی‌توانیم تشخیص دهیم و یا خود را اذیت کنیم که این علتش چه بوده است. اما مهم این است که خودمان آن را به وجود آورده و از آن تقدیر درس بگیریم . وقتی به انسان دردی وارد می‌شود این برای آن است که انسان شکافته شود.

دقیقاً زمانی که انسان دچار منیت می‌شود که همه چیز را به خوبی می‌داند و از همه برتر است ، آنجاست که خِنگ می‌شود و هر چقدر که عمق منیّتش بیشتر، عمق خِنگیش نیز بیشتر می‌شود .چون دائماً در توهم افکار خودش مانده است . شاید خیلی از انسان‌هایی که در دام اعتیاد افتاده‌اند در ذهن خود بسیاری سؤالات معنوی داشته بودند که بعد از رهایی به جواب سؤالات بیست یا سی سال پیش خودشان می‌رسند . مثل معتادی که می‌گوید: من دنبال علم بودم اما یک دفعه دیدم که بافور و هروئین تو دستم دارم. چرا این شد؟ که پاسخ این سؤال اینجاست .که ما تا ضد چیزی را تشخیص ندهیم نمی‌توانیم به اصل موضوع پی ببریم و چون خداوند ضدی نداره سر از اینجا در آوردیم .و بعد از خروج از تاریکی‌ها و اضداد است که به مفهوم رهایی و آرامش پی می‌بریم و به ایمان و عرفان دست پیدا می‌کنیم چون با تمام وجودمان حسش می‌کنیم .

حال سؤال اینجاست که وقتی انسان گناهی را مرتکب می‌شود و عذابی را به خاطر گناهش می‌بیند ، اطرافیانش نیز همراه او دچار سختی و عذاب‌هایی خواهند شد. علت آن چه می‌تواند باشد؟ و جواب اینکه : هر مسئله‌ای دو طرف دارد . ذرات هم به دنبال یکدیگر روان می‌شوند . سرد ، سردی را می‌کشد و گرم ، گرمی را . پدر و مادر و کسانی که در کنار ما قرار می‌گیرند به علت پیوندی که بینمان وجود دارد این مسئله را امتحان می‌کنند. در این رابطه پیوند محبت است که کنار همدیگر قرار می‌گیرد و البته پدر و مادر و یا همسری نیز هست که بین آن‌ها با ما پیوند عمیق محبتی وجود نداشته باشد .و این فرصتی می‌تواند برای آن‌ها باشد تا با فرزند و یا همسری که در کنارشان قرارگرفته بار گناهان خود را کم کنند با عذابی که می‌کشند نقصان‌های درونشان را رفع نمایند و آن‌ها باید اینجا فرابگیرند که در مقابل عذابی که می‌بینند عمل به مثلی نداشته باشند بلکه با آرامش ، حوصله ، تفکر ، تدبیر و محبت آن را هدایت کنند و به شخص خیر و برکت بدهند که می‌توانند برایشان جنبه آموزش داشته باشد و یا همان قانون جذب ذرات است که هر دو همدیگر را با وجود چیزی که در ما وجود دارد یکدیگر را جذب می‌کنیم. این آزمایش در آن ختم می‌شود که ما اشکالات درون خود را بیابیم و برای حلشان اقدام کنیم .

چیزی که ما روی آن تفکر می‌کنیم جزء تقدیر ساز ما نیست، بلکه وقتی بعد از تفکر آن را به اجرا در آورده و درخواست می‌کنیم از آن لحظه به تقدیر ما می‌پیوندد .خواه این تفکر ما یک روز طول بکشد و خواه شش ماه جزء تقدیر ما محسوب نمی‌گردد.تقدیر یا سرنوشت آدمی نتیجه کارهای خودمان است که قدر و اندازه‌ی ماست که تقدیر و سرنوشت ما را می‌سازد که بسیار زیبا و مهم است.

[ سه شنبه 9 خرداد 1396 ] [ 03:23 ق.ظ ] [ امیر رضایی ] [ نظرات () ]

نظرات این مطلب

یکشنبه 15 مرداد 1396 08:12 ق.ظ
Do you have a spam issue on this site; I also am a blogger, and I
was curious about your situation; many of us have
developed some nice practices and we are looking to swap
solutions with other folks, please shoot me an e-mail if interested.
سه شنبه 9 خرداد 1396 12:16 ب.ظ
سلام دوستان
امسال بعد از 10 سال که من به برکت اموزشهای کنگره 60 دراولین سال رهاییم اگر خدا قبول کند روزه میگیرم برام دعا کنید که توفیق درک این ماه حاصل بشه
من هم برای شما دعا میکنم ارادتمند محسن
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

آخرین مطالب